نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۸۳ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

دردمندیم و دوا درد دل است

درد دل درمان دوای مشکل است

خانهٔ دل خلوت خالی اوست

خوش دلارامی که ما را در دلست

عاقل ار پندی به عاشق می دهد

وعظ او نزدیک ما بی حاصل است

حق پرست و ترک باطل را بگو

هرچه غیر حق بود او باطل است

حال ما از زاهد رعنا مپرس

زآنکه او از بحر ما در ساحل است

آفتابی می نماید مه به ما

گرچه در ظاهر حجابی حایل است

نعمت الله از منازل درگذشت

هشت منزل نزد او یک منزل است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره درد و دل انسان‌ها و نیاز به درمان روحی صحبت می‌کند. شاعر نشان می‌دهد که درد دل به درمان و همدلی نیاز دارد و خانه دل انسان‌ها معمولاً خالی و غم‌گین است. او می‌گوید که نصیحت عاقلانه به عاشق بی‌فایده است و هر چیزی که غیر از حق باشد، باطل است. همچنین، حالت زاهد را نمی‌توان به درستی از ما فهمید زیرا او در ساحل دریا قرار دارد و از عمق دلدادگی دور است. در نهایت، شاعر به مفهوم واقعی بودن و همبستگی عمیق در شناخت حق اشاره می‌کند و می‌گوید که در حقیقت تمامی مراحل زندگی یکسانند و در اکتشاف معانی عمیق‌تر آن باید تلاش کنیم.