نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۸۵ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

عشق است که وارسته ز نقصان و کمالست

عشق است که آسوده ز هجران وصال است

اثبات مثالش نتوان کرد ولیکن

این نفی مثال تو یقین عین مثال است

گویند سوی الله خیال است و حقیقت

این نیز خیال است که گویند خیال است

از حال چه می جوئی و از قال چه پرسی

مستیم و خرابیم و ندانیم چه حال است

خورشید ز نقصان و کمال است منزه

ماه است که گاهی قمر و گاه هلال است

با ذات دم از حکم تجلی نتوان زد

این حکم تجلی به جلال است و جمال است

در خلوت سید نبود سید و بنده

در خاطر او غیر خدا هر چه محال است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن درباره عشق و خصائص آن است. عشق نه از کمال و نه از نقصان اثر می‌پذیرد و به نوعی از هجران و وصال مستقل است. بیان می‌شود که نمی‌توان مثالی برای عشق ارائه داد، اما نفی مثال خودش دلیلی بر حقیقت عشق است. همچنین به این نکته اشاره شده که برخی می‌گویند عشق خیالی‌ست، اما این ادعا نیز می‌تواند خود خیالی باشد. شاعر از حال و گفتار انسان‌ها می‌پرسد و تأکید می‌کند که در حالت مستی و خراب بودن، به حال خود واقف نیستیم. او به تمایز بین خورشید و ماه اشاره می‌کند و بیان می‌کند که در ذات برتر، تفاوتی بین سید و بنده وجود ندارد و تنها خداوند در خاطر می‌ماند.