نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۸۷ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

خلوت من مقام رندانست

هر چه دارم به نام رندان است

این چنین گفتهای مستانه

سخنی از پیام رندان است

عین آب حیات اگر جوئی

جرعهٔ می ز جام رندان است

زلف خوبان و حسن مه رویان

اثر صبح و شام رندان است

پادشاه سریر هفت اقلیم

از دل و جان غلام رندان است

بزم عشقست و عاشقان سرمست

ساغر می به کام رندان است

خوش بخوانش که گفتهٔ سید

نکته ای از کلام رندان است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره اهمیت و جایگاه رندان، که نماد عاشقان و مستی‌های عارفانه است، گفتگو می‌کند. شاعر می‌گوید که خلوت او مکانی برای رندان است و هر آنچه دارد به عشق و آزادی آنها مرتبط است. او به ویژگی‌های رندان اشاره می‌کند و می‌گوید که زندگی و جذابیت عشق در بزم رندان جاری است. در نهایت، شاعر دعوت می‌کند تا به ذکر نکات زیبای رندان پرداخته شود.