نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۸۸ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

کار عشقست و کار ما آنست

خواجه و خواندگار ما آنست

نقش رویش خیال می بندم

نور چشم و نگار ما آنست

رند مستی که باده می نوشد

در خرابات یار ما آنست

هرکه باشد مدام همدم جام

همدم دوستدار ما آنست

غم عشقش به جان و دل جوئیم

شادی و غمگسار ما آنست

در خرابات خلوتی داریم

خانه او و یار ما آنست

نعمت الله زیاد مگذارش

یاد کن یادگار ما آنست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به موضوع عشق و معشوق می‌پردازد. شاعر به زیبایی معشوق اشاره کرده و او را منبع خوشی و غم‌های خود می‌داند. عشق و دوستی به عنوان محور اصلی زندگی و حالتی نشأت‌گرفته از عواطف عمیق توصیف شده است. شاعر همچنین به اهمیت خاطرات و یاد معشوق اشاره کرده و در نهایت، زندگی را سرشار از عشق و ملهم از وجود او می‌داند.