نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۹۳ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

ای که گوئی که ماهتاب آنست

باطنش بین که آفتاب آنست

می عشقش به ذوق می نوشیم

نزد رندان ما شراب آنست

هر خیالی که نقش می بندی

در خیالی خیال خواب آنست

ای که گوئی مرا حجاب نماند

آن غلط کرده ای حجاب آنست

گر بپرسند آب حیوان چیست

بوسه ده بر لبش جواب آنست

عقل اول که هست ام کتاب

بشنو خوش بخوان کتاب آنست

نعمت الله خدا به ما بخشد

نعمت خوب بی حساب آنست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این اشعار به عشق و زیبایی معشوق اشاره دارند. شاعر با اشاره به زیبایی معشوق، آن را به ماهتاب و آفتاب تشبیه می‌کند و از لذت عشق و شراب نزد رندان صحبت می‌کند. همچنین، هر خیالی که در ذهن می‌آید را خواب می‌داند و به حجاب‌های نادرست اشاره می‌کند. در ادامه، بوسه را نشانه‌ای از زندگی می‌داند و عقل و دانش را در کتاب معین می‌کند. در نهایت، نعمت‌های خدا را بی‌حساب و فراوان می‌داند. در کل، این اشعار به توصیف عشق، زیبایی و نعمت‌های الهی پرداخته‌اند.