غزل شمارهٔ ۳۰ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
در آمد ساقی و آورد جام می برای ما
منور کرد نور او سرای که سرای ما
همه می های میخانه به ما انعام فرمودند
کرم بنگر که الطافش چه ها کرده به جای ما
خراباتست و ما سرمست و ساقی جام می بر دست
حیات جاودان یابی از آن آب و هوای ما
در میخانه بگشادند و داد عاشقان دادند
به حمدالله اجابت شد دعای کدخدای ما
حریف دردمندانیم و دُرد درد مینوشیم
به ماده دُردی دردش که آن باشد دوای ما
چه خوش ذوقیست ذوق ما که عالم ذوق از او یابند
نوای عالمی بخشد نوای بی نوای ما
گدای نعمت اللهیم سلطان همه عالم
بیا و پادشاهی کن ز انعام گدای ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به وصف لحظهای شاد و مستی میپردازد که ساقی جام می را برای او میآورد و نور او زندگی و محیطشان را روشن میکند. شاعر از کرم و لطف ساقی و نعمتهای میخانه سخن میگوید و اینکه حیات جاودان از این مجالس حاصل میشود. همچنین، اشاره به درد و دوای آن و همدردی با دردمندان دارد. در پایان، شاعر از نعمتهای خداوند سخن میگوید و درخواست میکند که خداوند بر آنها پادشاهی کند.