نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۰۵ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

جانست که در بدن روانست

عالم بدن است و عشق جانست

تن زنده به جان و جان به جانان

دریاب که قول عاشقانست

با صورت و معنئی که او راست

چه جای معانی و بیانست

عشقست که عاشقان و معشوق

عشق ار داری همین همانست

خورشید به ماه رو نموده

هر ذره که بینی آن چنانست

در آینهٔ وجود عالم

آن نور به چشم ما عیانست

سید شاه است و بنده بنده

او سید پادشه نشانست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان ارتباط عمیق میان جان و بدن، عشق و معشوق می‌پردازد. شاعر اشاره می‌کند که وجود انسان و عشق در حقیقت یکی هستند و جان به عشق جانان وابسته است. او تاکید می‌کند که عشق اصلی‌ترین محور زندگی عاشقان است و معانی و بیان‌ها در برابر آن رنگ باخته‌اند. همچنین، او به تشبیه خورشید و ماه اشاره کرده و می‌گوید که این نور عشق در آینه وجود عالم نمایان است. در نهایت، شاعر به مقام والای عاشق و معشوق و دیگر جایگاه‌هایشان در این رابطه اشاره می‌کند.