نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۰۶ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

میخانه سرای عاشقان است

خود خلوت خاص عاشقانست

عالم بدن است و عشق جانان

جان است که در بدن روانست

عشقست که عاشق است و معشوق

در مذهب عاشقان چنان است

با صورت و معنئی که او راست

چه جای معانی و بیان است

جام است و شراب و رند و ساقی

در مجلس ما همین همان است

در دیدهٔ مست ما نظر کن

نوری که به چشم ما عیان است

این گوهر نظم نعمت الله

از بحر محیط بیکران است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به وصف میخانه به عنوان مکانی برای عاشقان می‌پردازد. میخانه جایی است که عشق و جان در آن جا گرفته و عاشق و معشوق در آن تلاقی می‌کنند. عشق هم خود عاشق است و هم معشوق، و در این فضا، معانی و توضیحات بی‌فایده‌اند. در این مجلس، جام و شراب و رند و ساقی نماد عشق و شور و زندگی هستند. در نهایت، این شعر به زیبایی و عمق این تجربیات اشاره می‌کند که از دریای وسیع و بیکران عشق و وجود سرچشمه می‌گیرد.