نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۰۷ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

رندی که حریف عاشقان است

در مذهب عشق عاشق آن است

عشقست که عاشقست و معشوق

در جام جهان نما عیان است

دیوانهٔ عشق عاشق ماست

وارسته ز نام و از نشان است

آسوده ز جسم و جان و صورت

فارغ ز معانی و بیان است

آب است و حباب چون می و جام

این جام می محققان است

نوری است به چشم ما نموده

در دیدهٔ ما ببین که آن است

در مجلس عشق نعمة الله

سر حلقهٔ جمله عاشقان است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به تبیین مفهوم عشق و جایگاه عاشق و معشوق می‌پردازد. او عشق را به عنوان نیرویی وصف می‌کند که عاشق را به سمت خود جذب می‌کند و در عین حال، عاشق را از وابستگی‌های مادی و ظاهری رها می‌کند. عشق به مانند آب و حباب است و جامی که در آن عشق تجلی یافته، حقیقت و نور را به نمایش می‌گذارد. در پایان، شاعر به عشق به عنوان یک نعمت الهی اشاره می‌کند که در دایره عاشقان، در صدر قرار دارد.