غزل شمارهٔ ۳۳۲ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
همه عالم فدای خدمت اوست
هرچه باشد برای خدمت اوست
خانهٔ روشنست دیدهٔ ما
آری آری سرای خدمت اوست
پادشاه سریر هفت اقلیم
بندگانه گدای خدمت اوست
نبود از خدای بیگانه
هر که او آشنای خدمت اوست
حاصل بحر و کان به وقت سخا
خورده ای از عطای خدمت اوست
آفتاب سپهر عز و جل
جام گیتی نمای خدمت اوست
عرش اعظم که تخت سید ماست
بر هوا از هوای خدمت اوست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این اشعار به عشق و محبت به خدمت خداوند و emphasizes میکند. تمام عالم برای خدمت اوست و خانه دل ما روشن به نور خدمت اوست. خداوند پادشاهی است که بندگانش در خدمت او هستند و هیچ چیز نمیتواند از او بیگانه باشد. همه چیز در این عالم به خاطر عطای اوست و دنیا نمایانگر خدمت اوست. عرش اعظم نیز بر اساس محبت و خدمت به او بنا شده است.