نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۳۳ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

جان ما بندهٔ محبت اوست

زندگی در حضور حضرت اوست

نور خلوتسرای دیدهٔ ما

پرتوی از شعاع طلعت اوست

کشتهٔ تیغ عشق شد دل ما

دل مسکین رهین منت اوست

میر مستان خلوت عشقم

این سعادت مرا ز دولت اوست

دور گردید ساقیا جامی

جان ما را بده که نوبت اوست

ما از او غیر او نمی خواهیم

طلب هر کسی به همت اوست

سید ما که نعمة الله است

عاشق رند مست حضرت اوست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این اشعار به عشق و محبت خداوند اشاره دارد. شاعر بیان می‌کند که زندگی او در حضور و محبت خداوند است و هر آنچه در دل او وجود دارد، مربوط به عشق و نعمت‌های الهی است. او می‌گوید که سعادت و خوشبختی‌اش از طرف خداوند نشأت می‌گیرد و تنها به او وابسته است. شاعر همچنین به ضرورت توجه به خداوند و جستجوی حقیقت از او اشاره می‌کند. در نهایت، عشق و شوق به خداوند را به عنوان محور اصلی زندگی خود معرفی می‌کند.