نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۳۵ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

در آینهٔ عالم تمثال صفات اوست

از روی مسمی بین آن اسم که ذات اوست

سِری که تو را گفتم با عقل مگو ای دل

این راز درون ما بیرون ز جهات اوست

دیریست پر از صورت ترسا بچه ای در وی

هر نقش که می بینی معنی منات اوست

این مجلس رندان است ما عاشق سرمستیم

جامیست وجود ما باده ز صفات اوست

در دامن درد آویز گر طالب دریائی

زیرا که دل مسکین این درد نجات اوست

گر کشته شوم در عشق از مرگ نیندیشم

خود مردهٔ درد او زنده به حیات اوست

تکبیر فنا گفتن بر هر چه سوی الله است

در مذهب این سید آغاز صلات اوست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف صفات و ذات خداوند می‌پردازد. شاعر در این اثر بیان می‌کند که جهان تجلی و انعکاس صفات الهی است و تمام موجودات به نوعی از او نشأت می‌گیرند. او به دل و عقل می‌گوید که راز وجودی ما فراتر از ظواهر است و در عمق وجودمان قرار دارد. در ادامه، شاعر اشاره دارد که عشق و درد، وسیله‌ای برای نزدیکی به خداوند است و حتی اگر در این مسیر کشته شویم، همچنان به حیات او زنده‌ایم. سرانجام، او با بیان مفهوم فنا و توحید، به اهمیت ذکر خدا و بازگشت به سوی او اشاره می‌کند.