غزل شمارهٔ ۳۳۶ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
در آینهٔ عالم تمثال جمال اوست
جمله به کمالش بین کاینها ز کمال اوست
در صورت و در معنی چندان که نظر کردیم
حسنی که به ما بنمود نقشی ز خیال اوست
بزمیست ملوکانه در خلوت میخانه
مخمور کجا گنجد اینجا چه مجال اوست
حکمی به نشان آل ، از حضرت او داریم
هر حرف که می خوانیم توقیع مثال اوست
زاهد هوس ار دارد با جنت و با حوران
ما را ز همه عالم مقصود وصال اوست
در مجلس ما بنشین تا ذوق خوشی یابی
زیرا می جام ما از آب زلال اوست
این گفتهٔ مستانه از سید ما بشنو
قولی و چه خوش قولی این سحر حلال اوست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تمجید و توصیف جمال الهی پرداخته و بیان میکند که زیبایی و کمال در هر چیزی تنها تجلیاتی از کمال و جمال خداوند است. شاعر میگوید که در هر نگریستن، حسنی که میبینیم نشانهای از خیال و وجود اوست. همچنین، او به میخانهای ملوکانه اشاره میکند که در آن، عشق و وصال الهی بر همه چیز مقدم است و زاهدانی که دنبال جنت و حور هستند، باید بدانند که هدف اصلی ما وصال به اوست. شاعر دعوت میکند به نشستن در مجلس و چشیدن ذوق خوشی که در آن می، به آب زلال حق اشاره دارد و به قولهای شیرین و دلنشین اشاره میکند که به سحر الهی نزدیک است.