نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۴۴ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

چشم ما روشن به نور اوست

هرچه آید در نظر زان رو نکوست

مه شده روشن به نور آفتاب

یار مه رو را از آن داریم دوست

آبرو می جو به عین ما چو ما

زانکه دایم عین ما در جستجو است

گر هزار آئینه آید در نظر

چشم ما در آینه بر روی اوست

عاشق و معشوق ما هر دو یکی است

تا نپنداری که این رشته دوتوست

کهنه گر رفته است و نو باز آمده

نیک می بینش که کهنه عین نوست

هر که بیند نعمت الله در همه

بد نبیند هرچه می بیند نکوست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف نور الهی و عشق واقعی پرداخته است. شاعر بیان می‌کند که دید ما به زیبایی‌ها و نیکی‌ها از نور خداست و هر چه در نظر می‌آید، ناشی از آن نور است. عشق و محبوبی که داریم را یکی می‌داند و تأکید می‌کند که این دو از هم جدا نیستند. شاعر همچنین به این نکته اشاره دارد که آنچه کهنه می‌شود و دوباره نو می‌آید، در واقع همان نیکی است که همیشه وجود داشته است. در نهایت، او بیان می‌کند که هر کس نعمت‌های الهی را ببیند، فقط زیبایی را خواهد دید و از نیکی‌ها دور نخواهد شد.