نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۴۵ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

چشم ما روشن به نور روی اوست

هرچه بیند دوست را بیند به دوست

عاشق و معشوق ما هر دو یکی است

تا نپنداری که این رشته دوتوست

جرعهٔ جام می ما هر که خورد

چون محبان دائما در جستجوست

عشق سرمست است و فارغ از همه

عقل مخمور است و هم در گفتگوست

بسته ام نقش خیالش در نظر

هرچه دیده می شود چشمم بر اوست

خرقه می شویم به جام می مدام

مدتی شد تا مرا این شست و شوست

هر که بیند نعمت الله با همه

بد نبیند هرچه می بیند نکوست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به عشق و معشوقه اشاره می‌کند و تأکید دارد که عاشق و معشوق یکی هستند و نباید آنها را جدا دانست. شاعر بیان می‌کند که هرچه دیده می‌شود، آنچه در نظر زیبایی می‌آید، به معشوق مربوط است و هر کس از جام عشق می‌نوشد، در جستجوی اوست. عشق فرای عقل است و در شور و شوق جای دارد. در نهایت، شاعر به نعمت‌های الهی اشاره می‌کند و می‌گوید که هر کس این نعمت‌ها را ببیند، دیگر هر چیزی را بد نمی‌بیند و همه چیز برای او زیبا است.