نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۴۶ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

چشم ما روشن به نور روی اوست

لاجرم من دوست می بینم به دوست

دیده ای کو نور او بیند به او

بد نبیند هرچه می بیند نکوست

جام می ارچه حبابست ای پسر

این کسی داند که او را آبروست

گر هزار آئینه آید در نظر

در همه آیینه ها چشمم بر اوست

اصل و فرع ما و تو هر دو یکی است

تا نپنداری که این رشته دوتوست

عشق سرمست است و دایم در حضور

عقل مخمور است از آن در گفتگوست

نعمت الله خرقه می شوید به می

پاک شوید کار او این شست و شوست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و نور دوست اشاره می‌کند و بیان می‌کند که چشم‌هایمان به نور وجود او روشن است. او بینایی را معرفی می‌کند که تنها زیبایی‌ها و خوبی‌ها را می‌بیند و هر آنچه می‌بیند، نیکو است. شاعر همچنین می‌گوید که حتی اگر هزاران آینه روبه‌رویم باشد، دیدگانش فقط به او معطوف است. وی به یکسانی اصل و فرع عشق و دوستی اشاره می‌کند، و عشق را حالت مستی توصیف می‌کند که همواره در حال حاضر است، در حالی که عقل در گفت‌وگو درباره عشق مست است. در نهایت، شاعر به پاکی و تطهیر اشاره می‌کند و می‌گوید که نعمت الهی، با نوشیدن می، امور را شستشو می‌کند.