غزل شمارهٔ ۳۴۹ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
هر چه بینی مظهر اسمای اوست
دوست دارم هر که دارد دوست دوست
چشم عالم روشن است از نور او
لاجرم عالم به چشم ما نکوست
آینه گر صد ببینم ور هزار
در همه آئینه ها چشمم بر اوست
خیز با ما خوش درین دریا نشین
خویش را می شو که وقت شست و شوست
لب نهاده بر لب جامم مدام
با چنین همدم چه جای گفتگوست
چشم احول گر دو بیند تو مبین
رشتهٔ یک تو به چشم او دو توست
نعمت الله روشنست چون آینه
با جناب سید خود روبروست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به بیان زیبایی و عظمت خداوند و تأثیر او بر جهان میپردازد. اشاره به این دارد که هر چیزی در جهان مظهر اسماء و ویژگیهای الهی است. همچنین، دوستداشتن افرادی که با خداوند ارتباط دارند، نشاندهنده عشق به خود خداست. با تأکید بر نور و روشنایی الهی، شاعر به دلیلی برای زیبایی و خوبی دنیا اشاره میکند. او تأکید میکند که در هر آینه، باید به خداوند نگاه کرد و خود را برای آگاهی و شناخت بیشتر آماده کرد. در نهایت، با ذکر نعمت وجود و ارتباط با ولی خدا، پیوند روحانی و معنوی انسانها با خداوند را شایسته و لازم میداند.