غزل شمارهٔ ۳۵۴ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
در دو عالم خدا یکیست یکیست
مالک دو سرا یکیست یکیست
بر در کبریای حضرت او
پادشاه و گدا یکیست یکیست
آینه در جهان فراوان است
جام گیتی نما یکیست یکیست
دو مگو و دوئی به جا مگذار
تو یگانه بیا یکیست یکیست
موج و بحر و حباب بسیارند
آن همه نزد ما یکیست یکیست
دردمندیم و درد می نوشیم
دُرد و درد و دوا یکیست یکیست
نعمت الله یکیست در عالم
سخن آشنا یکیست یکیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توحید و یکتایی خداوند اشاره دارد و بیان میکند که در دو عالم فقط یک خداوند وجود دارد و همه موجودات در نهایت به یک حقیقت واحد باز میگردند. شاعر از اهمیت یگانگی در عالم سخن میگوید و تأکید میکند که حتی در تفاوتها و تنوعها، در واقع همگی به یک اصل واحد تعلق دارند. در این چشمانداز، درد و درمان، نعمت و سخنهای آشنا نیز در نهایت به یک حقیقت واحد اشاره دارند.