غزل شمارهٔ ۳۵۹ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
قطره و دریا به نزد ما یکی است
گر نظر بر آب داری بیشکی است
موج و بحر و قطره از روی ظهور
گر تمیزش می کنی هم نیککی است
زید و عمر و بکر و خالد هر چهار
چار باشد نزد ما ایشان یکی است
عقل اگر گوید خلاف این سخن
قول او مشنو که ابله مردکی است
هفت دریا با محیط عشق ما
جرعهٔ آبست و آنهم اندکی است
پادشاهی آمد و چندین سیاه
خود یکی باشد سپاه او یکی است
مظهر بنده یکی سید بود
آن یکی درویش و آن خانی یکی است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به بیان اتحاد و یگانگی در هستی میپردازد. شاعر میگوید که هرچند ظواهر مختلفی مانند قطره و دریا، انسانها و شخصیتهای متفاوت وجود دارند، در حقیقت همه آنها یکسان و یکی هستند. او تأکید میکند که درک تفاوتها و جداییها نتیجه عقل ناقص است و اگر به عمق وجود توجه کنیم، همه چیز به عشق و یکی بودن برمیگردد. در نهایت، از یکسانی انسانها با هر مقام و وضعیت اجتماعی صحبت میکند و به این نکته پی میبرد که همه در یک حقیقت مشترک شریکاند.