غزل شمارهٔ ۳۶۰ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
کار دل در عشقبازی بندگی است
بندگی در عاشقی پایندگی است
بندهٔ فرمان و فرمان می دهیم
وین شهنشاهی ما زان بندگی است
همچو زلفش سر به پا افکنده ایم
این سرافرازی از آن افکندگی است
جان فدا کردم سر افکندم به پیش
ز انفعال و جای آن شرمندگی است
گر مرا بینی به غم دل شاد دار
کان غم عشق است و از فرخندگی است
مردهٔ دردیم و درمان در دل است
کشتهٔ عشقیم و عین زندگی است
سید ار جان بخشد از عشقش رواست
عاشقان را کار جان بخشندگی است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این اشعار به مضامین عشق و بندگی در راه معشوق اشاره دارد. شاعر بیان میکند که عشق و بندگی همدیگر را کامل میکنند و در این مسیر، سرسپردگی و فرمانبرداری از معشوق اوج میگیرد. او با اشاره به سرافرازی حاصل از افکندگی به پای معشوق، از جان فشانی و قربانی کردن خود به خاطر عشق سخن میگوید. شاعر همچنین به غم عشق که نشانهای از خوشبختی است، اشاره کرده و میگوید که در عین رنج، عشق زندگی اوست و در نهایت، عشق را به عنوان منبع جانبخشی مطرح میکند.