نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۶۴ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

دل جام جهان نمای شاهیست

آئینهٔ حضرت الهی است

نقدیست دفینه در دل و دل

گنجینهٔ گنج پادشاهی است

روز و شب ماست زلف و رویش

چه جای سفیدی و سیاهی است

نقشی که خیال غیر بندد

در مذهب ما همه مناهی است

دل بحر و محیط جان عالم

در بحر محیط همچو ماهی است

دل دادن و جان نهاده بر سر

در حضرت عشق عذرخواهیست

ای پایه وجود نعمت الله

پروردهٔ نعمت الهی است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به عمق و ارزش دل اشاره دارد و آن را به عنوان نمایی از خداوند و گنجینه‌ای پادشاهانه توصیف می‌کند. دل در اینجا مرکز عشق و وجود انسانی است که در زلف و روی محبوبش متجلی می‌شود. از نظر شاعر، دل باید از خیالات غیر پاک شود و در محبت به عشق خالص به سر برد. او همچنین بر اهمیت نعمت‌های خداوند تاکید می‌کند و دل را نشانه‌ای از وجود خداوند در انسان می‌داند.