نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۶۱ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

میخانهٔ دل طرب سرائیست

خوش بارگهی و خوب جائیست

گویند سرخوشیست در وی

هر دم او را ز نو نوائیست

آراسته اند خلوت دل

گویا که سرای پادشاهیست

می در قدح است و عشق در دل

آبی است لطیف خوش هوائیست

دل جام جهان نمای عشق است

یا رب که چه شخص خودنمائیست

هر چیز که دیده دید دل خواست

مشکل حالی عجب بلائیست

جانم به فدای نعمت الله

کز صحبت او مرا صفائیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره میخانه‌ای است که به نماد خوشی و شادی تبدیل شده است. شاعر به زیبایی و دل‌نشینی این مکان اشاره کرده و می‌گوید که هر لحظه در آن نغمه‌ای نو زده می‌شود. دل، مانند کاخی بزرگ و آراسته است و عشق در آن به مانند آبی لطیف و خوش‌هوا جلوه‌گر است. دل به عنوان جام عشق توصیف شده و شاعر از زیبایی‌هایش شگفت‌زده است. او با اشاره به نعمتِ حضور معشوق، به نوعی از آرامش و صفا در زندگی‌اش سخن می‌گوید.