غزل شمارهٔ ۳۷ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
غرق آب و آب را جوئیم ما
آبروی ما ز ما جوئیم ما
صورت و معنی و جام می مدام
آنچه جوئیم از خدا جوئیم ما
خم می در جوش و ما مست و خراب
جامی از غیری چرا جوئیم ما
گنج عشقش در دل ویران ماست
غیر این گنجی کجا جوئیم ما
از بلا چون کار ما بالا گرفت
مبتلائیم و بلا جوئیم ما
چشمهٔ آب حیاتم در نظر
خضر وقت و آشنا جوئیم ما
نعمت الله چون ز ما یابد نوا
کی نوا از بینوا جوئیم ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره جستجوی انسان برای معنای حقیقی و عشق الهی است. شاعر از سختیها و مشکلات زندگی صحبت میکند و به دنبال آب و زندگی واقعی میگردد. او میگوید که گنج عشق در دل وجود دارد و نیاز به جستجوی آن در جای دیگر نیست. همچنین اشاره به بلایا و مصیبتها دارد و از خضر، نماد زندگی و هدایت، میطلبد که یاریاش کند. در نهایت، شاعر میافزاید که نعمتهای الهی را از بینوایی نمیجوید و در جستجوی نیایش واقعی است.