غزل شمارهٔ ۳۷۸ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
موحد در این ره به تقلید نیست
مجرد که باشد که تجرید نیست
تو صاحب وجودی وجود ای عزیز
مقلد به اطلاق و تقبید نیست
چنان غرقه شد قطره در بحر ما
که از ما یکی قطره وا دید نیست
مجدد نماید تو را در ظهور
ولی در بطون نام تجدید نیست
مرا عید و نوروز باشد به عشق
چه غم دارم ار عقل را عشق نیست
نه قرب و نه بعد و نه وصل و نه فصل
نشانی ز تقریب و تبعید نیست
موحد هم او و موحد هم او
جز او سید ملک توحید نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان توحید و یگانگی خداوند میپردازد و تأکید میکند که در این مسیر تقلید جایی ندارد. شاعر بر این باور است که انسان با وجودش، خود وجودی است مستقل و نیازی به تقلید ندارد. او به تداخل و اتحاد انسان و خدا در عالم وجود اشاره میکند و میگوید که در عشق و مجذوبیت، نشان و علامتهای مادی و عقلانی دیگر معنا ندارد. در نهایت، شاعر بر یگانگی و وحدت در هستی تأکید میکند و میگوید که جز خداوند، هیچ چیز دیگری حاکم بر توحید نیست.