غزل شمارهٔ ۳۸۰ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
آن وتر که غیر او احد نیست
اصل عدد است و از عدد نیست
گر دیدهٔ احولی دو بیند
چشمش بنگر که بی رمد نیست
هر هست که نیستی پذیرد
هستیت نهادن از خرد نیست
چون مظهر حضرت الهند
نیکند تمام و هیچ بد نیست
خود نیست به نزد نعمت الله
چیزی که وجود او به خود نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره یگانگی و حقیقت وجود است. شاعر بیان میکند که خداوند یگانه و بیهمتاست و هیچ چیزی جز او وجود ندارد. او اشاره میکند که اگر کسی به دوگانگی بنگرد، باید به چشمان خود دقت کند که مبادا دچار اشتباه شده باشد. همچنین، وجود همه چیز در نهایت به عدم وابسته است و آنچه وجود دارد، از خرد و تفکر انسانی نیست. در پایان، شاعر به این نکته تأکید میکند که وجود واقعی تنها در نزد خداوند است و هر آنچه که خود را وجود میداند، در حقیقت وجودش به خودی خود نیست.