غزل شمارهٔ ۳۸ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
هرچه می گویند می گوئیم ما
آنچه می جویند می جوئیم ما
ما به بوی زلف سنبل بوی او
مو به مو زلف بتان بوئیم ما
جام می آب حیاتی خوش بود
خرقهٔ خود را به آن شوئیم ما
ما و او با هم یگانه گشته ایم
بی دوئیم و ما و تو اوئیم ما
عین دریائیم و دریا عین ما
عین ما از عین ما جوئیم ما
نیست ما را ابتدا و انتها
تا ابد خود را به خود پوئیم ما
سیدم آئینهٔ گیتی نماست
ما چنین آئینه ، یک روئیم ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر وحدت و یکپارچگی است. شاعر میگوید که آنچه مردم میگویند ما هم میگوییم و آنچه جستجو میکنند، ما نیز به دنبال آن هستیم. ما به عشق و زیبایی روی معشوق نگاهی داریم و به دنبال آن هستیم. همچنین، در این شعر به مفهوم بیزمانی و بینهایتی اشاره میشود، بهطوریکه ما خود را از ابتدا تا انتها جستجو میکنیم و در نهایت به یک نوع همزیستی و تکنیکی اشاره میکند که همه ما یکدیگر را منعکس میکنیم. شاعر به این نتیجه میرسد که در Tief و در سطح، همه ما یکچیز هستیم.