غزل شمارهٔ ۴۵ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
چیست عالم شبنمی از نهر ما
کیست آدم عارفی در شهر ما
هرکجا بکری است در دار وجود
از سر مهر آمده در مهر ما
دهر جز نقش خیالی بیش نیست
بگذر از دهر و طلب کن دهر ما
عقل زهر است ای پسر با زهر عشق
زهر بگذار و بجو پازهر ما
رحمت ما بر غضب پیشی گرفت
لطف ما مستور کرده قهر ما
غیر ما در نهر ما دیگر مجو
خود کجا غیری بود در نهر ما
نعمت الله نعمتی دارد تمام
جمع کرده این همه از بهر ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی عوالم وجود و عشق الهی میپردازد. شاعر از عالم شبنمی و آدم عارفی در شهر ما سخن میگوید و بر تأثیر عشق و مهر در زندگی تأکید میکند. او به این نکته اشاره میکند که دنیا تنها یک نقش خیالی است و باید از آن گذشت تا به حقیقت رسید. عقل را به زهر تشبیه کرده و عشق را پازهر میداند. همچنین، رحمت و لطف الهی را نسبت به غضب و قهر او پیشیدار میداند و در انتها به نعمتهای الهی اشاره دارد که به خاطر بندگانش جمعآوری شده است. در نهایت، بر وحدت و عدم وجود غیر در این حقیقت تأکید میکند.