نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۸۵ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

عشق بازیست عشقبازی نیست

عشقبازی به عشوه سازی نیست

عشق دارد حقیقتی دیگر

حالت عاشقان مجازی نیست

ساز ما ناله ایست دل سوزی

به از این ساز اگر نوازی نیست

کشتهٔ عشقم و در این دوران

چون من و او شهید و غازی نیست

حال مستی ما ز رندان پرس

محرم راز ما حجازی نیست

خرقه ای کان به می نمی شویند

در بر عاشقان نازی نیست

نعمت الله رند سرمست است

عشق بازی او به بازی نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر عمق واقعی عشق است که تنها در ظواهر و بازی‌های عاشقانه نمی‌گنجد. عشق واقعی دارای حقیقتی عمیق‌تر از عشق و ناز و کرشمه‌های ظاهری است و حالت عاشقان به‌ویژه در سختی‌ها و جدایی‌ها به صورت مجازی نمی‌باشد. شاعر عشق را به نغمه‌ای دل‌سوز تشبیه می‌کند که در دل عاشقان می‌نوازد و افرادی مانند او را، که به عشق جان باخته‌اند، شهید عشق می‌نامد. همچنین اشاره می‌کند که مستی و حال عاشقی را باید از رندانی که به حقیقت عشق آگاهی دارند، پرسید. در نهایت، شاعر تأکید می‌کند که عشق او بازی نیست و در جهانی عمیق‌تر از ظواهر قرار دارد.