نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۹ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

می زخم عشق می نوشیم ما

خلعتی از عشق می پوشیم ما

در طریق عاشقی چون عاشقان

مدتی شد تا که می کوشیم ما

عشق می گوید سخن از من شنو

ما از او گوئیم و خاموشیم ما

عاشقانه همچو خم میفروش

باز سرمستیم و در جوشیم ما

جرعهٔ می ما به صد جان می خریم

نیک ارزانست نفروشیم ما

پا و سر چشمیم تا بینیم او

چون سخن گوید همه گوشیم ما

ما به عشقش عاقل و دیوانه ایم

تا نه پنداری که بی هوشیم ما

همچو بلبل در هوای روی گل

روز و شب مستانه بخروشیم ما

نعمت اللیهم و با سید حریف

باده می نوشیم و مدهوشیم ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره احساسات عمیق عاشقانه و عشق است. شاعر بیان می‌کند که ما در زخم‌ها و شادی‌های عشق غرق هستیم و با پوشیدن "خلعت عشق"، خود را به دنیای عاشقی می‌سپاریم. عشق به ما سخن می‌گوید و ما به آن گوش می‌دهیم، در حالی که خودمان خاموشیم. ما مانند میفروشان سرمستیم و به عشق و زیبایی می‌پردازیم و در جستجوی معشوق هستیم. شاعر به ارتباط‌اش با عشق اشاره می‌کند و می‌گوید که ما هم عاقل و هم دیوانه‌ایم، با شور و شوق مانند بلبلان به عشق می‌زییم و روز و شب در شوق عشق می‌خوانیم و می‌نوشیم.