غزل شمارهٔ ۴۳ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خوش آب حیاتی است روان در نظر ما
عالم همه سیراب شد از رهگذر ما
از دیدهٔ ما آب روانست به هر سو
امید که جاوید بماند اثر ما
عمریست که در گوشهٔ میخانه مقیمیم
رندان همه سرمست فتاده به درما
ما غرقهٔ دریای محیطیم چو ماهی
ما را تو به دست آور و می جو خبر ما
سودا زدهٔ زلف پریشان نگاریم
تا در سر آن زلف چه آید به سر ما
خوش نقش خیالیست در این خلوت دیده
روشن بتوان دید ببین در نظر ما
هر میوه که در جنت اعلی نتوان یافت
از نعمت الله طلب و ز شجر ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و اهمیت آب و زندگی اشاره دارد و میگوید که آب و حیات از طریق ما به دیگران میرسد. شاعر به توصیف حال و هوای خود در میخانه پرداخته و بیان میکند که در این فضا رندان مست و شاداب هستند. او به ارتباط عمیق خود با طبیعت اشاره میکند و همچنین به عشق و زیباییهایی که زندگی را شیرین میسازد. در انتها، شاعر به بینظیری نعمتها و میوههای بهشتی اشاره کرده و به سرچشمههای الهی و روحانی که در دست انسان وجود دارد، اشاره میکند.