غزل شمارهٔ ۳۹۸ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
هیچکس بی نعمت الله هست نیست
قاتل شه خالی از شه هست نیست
بر در میخانه مست افتاده ایم
همچو ما در هیچ درگه هست نیست
ماه من روشن شده از آفتاب
بر سپهر جان چنین مه هست نیست
عاشق و مستیم و جام می به دست
عاقل مخمور آگه هست نیست
کل شیئی هالک الا وجهه
این چنین وجهی موجه هست نیست
بر در کریاس سلطان وجود
غیر سید را دگر ره هست نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به نکات مهمی اشاره میکند. او بیان میکند که هیچکس نمیتواند بدون نعمتهای خداوند زندگی کند و همه انسانها نیازمند او هستند. همچنین اشاره میکند که هیچ کس نمیتواند از عشق و مستی بیبهره باشد و در این مسیر، تنها با خداوند است که میتوان به حقیقت رسید. شاعر به وجود زیباییها و روشناییهای آسمانی اشاره میکند و میخواهد بگوید که حقیقت در عشق و وصال به خداوند نهفته است. در نهایت، او تأکید میکند که تنها در نزدیکی به خدا، میتوان به حقیقت و سعادت واقعی رسید.