نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۰۲ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

شادمانم زانکه غمخوارم وی است

دلخوشم زیرا که دلدارم وی است

عالمی اغیار اگر باشد چه غم

دوست دارم چون وی و یارم وی است

در خرابات مغان مستم مدام

می خورم می چون که خمّارم وی است

گلشن عشقست جانم جاودان

بلبل سرمست گلزارم وی است

نقش می بیندم خیالش در نظر

نور چشم و عین دیدارم وی است

جان فروشم بر سر بازار عشق

می کنم سودا خریدارم وی است

سیدم بر سروران روزگار

نعمت الله شاه و سردارم وی است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر شادی شاعر به خاطر وجود یک دوست و یار گرامی است. شاعر احساس خوشحالی می‌کند چون غم‌خوار و دلدار او همان دوستش است. او توجهی به مشکلات و غم‌های دیگران ندارد و در دنیای عشق و مستی غوطه‌ور است. شاعر به عشق و زیبایی آن اشاره می‌کند و زندگی‌اش را به تصویر کشیده که پر از شوق و شادی است. همچنین، او به اهمیت این دوست و مقام والایش در زندگی‌اش اشاره می‌کند و در نهایت، بر این باور است که زندگی‌اش تحت تاثیر عشق و دوستی است.