نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۰۵ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

در نظر عالم چو جامی پر می است

جام من بی خدمت ساقی کی است

چشم ما روشن شده از نور او

هرچه ما را در نظر آید وی است

عالمی از جود او دارد وجود

بی وجودش ما سوی الله لاشی است

صوت نائی می رسد ما را به گوش

دیگران گویند آواز وی است

نوش کن آب حیات معرفت

تا بدانی زنده دل از وی حی است

جام را بگذار و خم می بجو

همت عالی بر آن خم می است

آفتابست او و سید سایه اش

هر کجا او می رود او در پی است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف مقام و اثرات وجودی خداوند می‌پردازد. او می‌گوید که عالم به مانند جامی پر از شراب معرفت است و تنها با حضور خداوند در زندگی، ابراز وجود می‌شود. چشم‌هایمان روشن از نور اوست و هر آنچه در نظر ما می‌آید، اثر اوست. وجود ما بدون خدا ارزش ندارد و زندگی واقعی از درک معرفت و آگاهی او نشأت می‌گیرد. شاعر همچنین به تشویق به نوشیدن آب حیات معرفت اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که باید به جای دنبال کردن امور مادی، به سراغ معنویات برود و همواره در جستجوی خدا باشد، که در همه جا وجود دارد و برای او می‌تابد.