غزل شمارهٔ ۴۰۹ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
مطرب عشاق ساز ما نواخت
ساقی سرمست ما ما را نواخت
صاف درمان است دُرد درد دل
دُرد دردش جان بودردا نواخت
از بلایش کار ما بالا گرفت
این بلا ما را از آن بالا نواخت
گنج اسما بر سر عالم فشاند
از کرم او جملهٔ اشیا نواخت
عالمی از ذوق ما آسوده اند
خاطر یاران ما را تا نواخت
کرده میخانه سبیل عاشقان
بینوایان را چنین خوش وانواخت
نعمت الله را به لطف خویشتن
حضرت یکتای بی همتا نواخت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف احساسات عاشقانه و تاثیرات دلنشین از موسیقی، میپردازد. شاعر به مطرب و ساقی اشاره میکند که با نواختن ساز و نوشیدن شراب، عشق و سرمستی را برای عاشقان به ارمغان میآورند. دردهای دل را با شراب و موسیقی درمان میکند و عشق را به عنوان نعمتی از سوی خداوند معرفی میکند. در نهایت، شاعر به آرامش و خوشحالی یاران اشاره کرده و میگوید که نعمتهای الهی همه چیز را زیبا میسازد.