غزل شمارهٔ ۴۱۰ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
لطف سازنده تا عیانم ساخت
رازق رزق بندگانم ساخت
این چنین چون بدن پدید آمد
همچو جان در بدن دوانم ساخت
حکم میخانه ام عطا فرمود
ساقی بزم عاشقانم ساخت
به جمال خودم مشرف کرد
مونس جان بیدلانم ساخت
دنیی و آخرت به من بخشید
واقف از سر این و آنم ساخت
عاشقی کردم و شدم معشوق
گرچه بودم چنین چنانم ساخت
بنده را نام نعمت الله کرد
سید ملک انس و جانم ساخت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر نعمات خداوند و ارتباط عمیق انسان با اوست. شاعر از لطف و رحمت خدا سخن میگوید که رازق بندگانش است و وجود انسان را به گونهای خلق کرده که مثل جان در بدنش جاری است. همچنین به نعمتهایی چون عشق و بزم عاشقان اشاره میکند و به جمال الهی مشرف میشود. شاعر از دنیای مادی و معنوی برخوردار است و در نهایت به عشق و معشوقی دست مییابد و خود را در مقام بندهای میبیند که به نعمت الهی نامی دارد.