نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۳۱ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

فارغ از نام و نشان خواهیم رفت

رند سرمست از جهان خواهیم رفت

رخت خود را تا کناری می کشیم

ناگهانی از میان خواهیم رفت

تا نگوئی بنده ای از خواجه مُرد

ما بر زنده دلان خواهیم رفت

گر خطاب ارجعی آید به ما

عاشقانه خوش دوان خواهیم رفت

عارفان رفتند از این عالم بسی

ما دگر چون عارفان خواهیم رفت

جان ما دل زنده از جانان بود

زنده دل از ملک جان خواهیم رفت

از ازل رندانه سرمست آمدیم

نزد سید هم چنان خواهیم رفت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان این موضوع می‌پردازد که انسان‌ها با بی‌توجهی به نام و نشان در زندگی، در نهایت باید از این جهان عبور کنند. شاعر با میمیک رندانه و سرمست به این نکته اشاره می‌کند که آنها بدون هیچ دلبستگی، با عشق و شجاعت از دنیا خواهند رفت. او همچنین به عارفان و چگونگی ترک این دنیا اشاره می‌کند و بیان می‌کند که جان و دل آنها از عشق به معشوق زنده است. در نهایت، شاعر تأکید دارد که رفتار و روحیه آنها مانند رندان خواهد بود و در آرامش به سفر خود ادامه خواهند داد.