نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۴۵ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

عشق سلطان ما جهان بگرفت

تخت دل ملک جاودان بگرفت

بگرفت آتشی و در ما زد

سوخته بودیم و در زمان بگرفت

آفتابش چو برکشید عَلم

چتر عالم به سایه بان بگرفت

عشق صاحبقران جهانگیر است

شاه صاحبقران جهان بگرفت

صورت او نشان معنی داد

حکم معنی از آن نشان بگرفت

نعمت الله به ذوق گویا شد

سخنش ملک جاودان بگرفت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، عشق به عنوان نیرویی قوی توصیف شده که بر دل و جان انسان تسلط دارد. عشق، با آتش خود انسان‌ها را می‌سوزاند و در زمان آن‌ها را در بر می‌گیرد. آفتاب عشق، علم و معرفت را به دوش می‌کشد و سایه‌ای بر جهان می‌گستراند. عشق به عنوان یک پادشاه بزرگ و قدرتمند شناخته می‌شود که تمام جهان را در اختیار خود دارد. صورت عشق نشان‌دهنده معنی عمیق‌تری است که از آن حاصل می‌شود و در نهایت سخنان شاعر نیز قدرت عشق را در تحول و غنای جاودانی بیان می‌کند.