نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۵۵ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

مائیم و می صحبت رندان خرابات

سرگشته در آن کوچه چو رندان خرابات

میخانهٔ ما وقف و سبیل است به رندان

جاوید به فرمودهٔ سلطان خرابات

مستیم و خرابیم و سر از پای ندانیم

دل داده و جان نیز به جانان خرابات

خوانی است خرابات نهاده بر رندان

خوردیم بسی نعمت از این خوان خرابات

جمعی ز سر زلف بتی گشته پریشان

جمعیت از آن یافت پریشان خرابات

ذوقی که دلم راست به عالم نتوان گفت

این ذوق طلب کن تو ز یاران خرابات

در کوی خرابات نشستیم به عشرت

با سید سرمست و حریفان خرابات

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف حال و هوای جمعی می‌پردازد که در خرابات (میخانه) به سر می‌برند و در حال خوش‌گذرانی و مستی هستند. آن‌ها در این مکان گرد آمده‌اند و از نعمت‌ها و شادی‌های آن بهره‌مند می‌شوند. احساساتی چون سرگشتگی و عشق به جانان در این فضا وجود دارد و همه در فضایی دلپذیر به سر می‌برند. شاعر به زیبایی از ذوق و لذتی که در این جمع و در کنار رندان می‌یابد، سخن می‌گوید و اشاره می‌کند که این حال و احوال را نمی‌توان به‌راحتی با کلمات توصیف کرد. در نهایت، آن‌ها در کنار دوستان و همنشینان‌شان به نشاط و خوشی مشغولند.