غزل شمارهٔ ۴۶۴ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
دل به دست باد خواهم داد هر چه باد باد
این عنایت بین که چون با بخت من افتاد باد
در هوای آنکه یابد باد بوی آن نگار
بر در هر خانه روی خویشتن بنهاد باد
هر کسی کو میخورد جام غم انجام غمش
نوش جانش باد دایم در جهان دلشاد باد
خانقه گر گشت ویران باده نوشان را چه غم
عمر رندان باد دایم میکده آباد باد
هر که بنیادی ندارد هیچ بنیادش منه
عقل بی بنیاد باشد کار بی بنیاد باد
دل به جان آمد ز مخموران کنج صومعه
مجلس رندان و کوی باده نوشان شاد باد
هر که باشد بندهٔ سید غلام او منم
بندهٔ سید همیشه از غمان آزاد باد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به آزادی و خوشی زندگی اشاره میکند و تصمیم دارد که دلش را به دست باد بسپارد، یعنی به سرنوشت و تغییرات زمانه واگذار کند. او به زیبایی و خاص بودن هر لحظه اشاره میکند و دربارهٔ خوشیها و غمهای زندگی میگوید، به این معنا که هر کس که غم میخورد، نوش جانش باد و باید شاد زندگی کند. شاعر همچنین به اهمیت رفاقت و دوستی میان رندان و نوشندگان باده اشاره دارد و از ویرانی و غم صحبت میکند، اما در نهایت بر لزوم شاد و سرزنده بودن تأکید میکند. او خود را بندهای از بندگان سید میداند و از این که همیشه از غمها آزاد باشد، ابراز شادی میکند.