نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۷۰ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

بیا ای یار و بر اغیار می‌خند

بنوش این جام و با خمار می‌خند

یکی ایمان گزید و دیگری کفر

تو مؤمن باش و با کفار می‌خند

یکی با تو نعم گوید یکی لا

تو با اقرار و با انکار می‌خند

چو دنیا نیست مأوای حکومت

دلا بر ریش دنیادار می‌خند

زبان بربند و خامش باش در عشق

مشو بی ‌زار و بر آزاد می‌خند

بیا چون نعمت‌الله ناظر حق

ببین دیدار و بر دیدار می‌خند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از دوستانش دعوت می‌کند که با هم بر مشکلات و ناپایداری‌های دنیا بخندند. او تأکید می‌کند که هر کس ایمان و کفر خود را دارد، اما تو باید با ایمان و با اطمینان به زندگی ادامه دهی. همچنین اشاره می‌کند که دنیا جای ثبات و حکومت نیست، بنابراین باید به آن بی‌اعتنا بود. او از دوستش می‌خواهد که در عشق خاموش باشد و از نگرانی‌های بی‌مورد دوری کند، در نهایت با اشاره به ناظر بودن خدا، به زیبایی‌های دیدار و شادابی زندگی دعوت می‌کند.