نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۶۶ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

آب چشم ما به هر سو رو نهاد

روی خود بر روی ما نیکو نهاد

جان به عاشق می‌ دهد معشوق ما

این چنین رسم نکویی او نهاد

پیر ما بزم خوش مستانه‌ ای

گر نظر داری ببین تا چون نهاد

عشق سرمست است و می‌گوید سخن

گفتگوی عقل را یک سو نهاد

جان ما آئینه گیتی‌ نما است

ساده ‌دل با دوست رو بر رو نهاد

خوش بهشت جاودان دارد چو ما

هر که با خاک درش پهلو نهاد

نعمت‌الله را به عالم عرضه کرد

در دل عشاق جست و جو نهاد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و زیبایی‌های آن است. شاعر به نحوه‌ای که معشوق خود را به زیبایی ارائه می‌دهد اشاره می‌کند و از تأثیرات عمیق عشق بر دل عاشق صحبت می‌کند. همچنین به بزم و شادی ناشی از عشق و پیوندهای انسانی می‌پردازد. عشق به عنوان یک نیروی سرمست کننده معرفی می‌شود که گفتگوها و تفکرات عقل را تحت تأثیر قرار می‌دهد. در نهایت، شاعر به نعمت‌های الهی اشاره کرده و عشق را جلوه‌گاهی از جست‌وجو برای زیبایی و خوشبختی می‌داند.