غزل شمارهٔ ۴۷۲ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
دیدهٔ ما چو روی او بیند
بد نبیند همه نکو بیند
چشم ما آب در نظر دارد
غرق بحر است سو به سو بیند
عاشقانه در آینه نگرد
خود و معشوق روبرو بیند
دیگری می خورد نبیند جام
بنده مینوشد و سبو بیند
لیس فی الدار غیره دیّار
احول است آن یکی به دو بیند
دیده روشن به نور اوست مدام
نور رویش به نور او بیند
رشته یکتو است ای برادر من
نعمتالله کجا دو تو بیند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این verses به بررسی دید و بینش انسان نسبت به زیبایی و حقیقت میپردازد. شاعر بیان میکند که وقتی کسی به معشوق خود مینگرد، تنها زیبایی و خوبیها را میبیند و بدیها برای او ناپیدا میشود. او همچنین به این موضوع اشاره میکند که عشق و ارتباط واقعی موجب میگردد که انسان تنها به یک منبع نور و زیبایی نگاه کند و دیگران را در این نور نمیبیند. در نهایت، شاعر تأکید دارد که همهی نعمتها و زیباییها از یک منبع واحد ناشی میشود و انسان باید این حقیقت را درک کند.