غزل شمارهٔ ۴۷۶ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
دولتی خوش خدا به ما بخشید
جام گیتی نما به ما بخشید
کرم پادشاه ما بنگر
پادشاهی به این گدا بخشید
گنج اسما به ما عطا فرمود
گر به اصحاب دو سرا بخشید
ما از او غیر از او نمیجستیم
آشنا یافت خویش را بخشید
دُرد دردش به ذوق نوشیدیم
لاجرم این چنین دوا بخشید
چون که سید شفیع خود کردیم
نعمتالله را به ما بخشید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان نعمتهای الهی و لطف خداوند به بندگانش میپردازد. شاعر از دولت و پادشاهی یاد میکند که به گدایان (بندگان) خود عطا شده و به آنها کرم و بخشش میکند. همچنین اشاره میکند که خداوند گنج معنوی و معرفت به بندگان داده و آنها، برای نیافتن جز خدا، در جستوجوی او بودهاند. شاعر از دردها و رنجهایی که به شکرگذاری و خوشی تبدیل شدهاند یاد میکند و در نهایت، به شفاعت سید و معصوم اشاره میکند که موجب دریافت نعمتهای الهی شده است. شاعر بر این باور است که نعمتها و رحمتهای خداوند به بندگانش سرازیر شده و آنها را به آشتی با خود دعوت میکند.