نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۷۴ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

هر که رخسار تو بیند به گلستان نرود

هر که درد تو کشد از پی درمان نرود

آنکه در خانه دمی با تو به خلوت بنشست

به تماشای گل و لاله و ریحان نرود

خضر اگر لعل روان بخش تو را دریابد

بار دیگر به لب چشمهٔ حیوان نرود

گر نه امید لقای تو بود در جنّت

هیچ عاشق به سوی روضهٔ رضوان نرود

مرد باید که ز شمشیر نگرداند روی

گر نه از خانه همان به که به میدان نرود

هوسم بود که در کیش غمت کشته شوم

لیکن این لاشه ضعیف است و به قربان نرود

در ازل بر دل ما عشق تو داغی بنهاد

که غمش تا به ابد از دل بریان نرود

چند گفتی به هوس از پی دل چند روی

عاشق دلشده چون از پی جانان نرود

نعمت‌الله ز الطاف تو گوید سخنی

عاشق آن است که جز در پی جانان نرود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر عمق عشق و شیدایی نسبت به محبوب است. شاعر می‌گوید کسانی که زیبایی‌های محبوب را می‌بینند و نزد او می‌نشینند، دیگر به زیبایی‌های دنیا توجهی ندارند. عشق به محبوب، انسان را از دنیا و لذات آن دور می‌کند. عشق به محبوب آن‌قدر قوی است که حتی در بهشت هم هیچ عاشق دیگری نمی‌تواند به جز او فکر کند. شاعر تأکید می‌کند که عشق واقعی باعث می‌شود تا انسان از خطرات و سختی‌ها بگذرد و حتی جانش را فدای محبوب کند. در نهایت، عشق به محبوب داغی بر دل عاشق می‌نهد که هیچ‌گاه نمی‌تواند از بین برود.