نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۷۸ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

کون جامع جامع اسما بود

مظهر او مجمع اشیاء بود

آفتابی تافته بر آینه

نور او زان نور مه سیما بود

در ازل رندی که با ما باده خورد

همچنان مست است و باشد تا بود

ما ز دریائیم و دریا عین ما

این کسی داند که او از ما بود

جام می در دور و ساقی در حضور

مجلس ما جنت المأوا بود

چشم عالم روشنست از نور او

دیده ای بیند که او بینا بود

نعمت الله در همه عالم یکی است

لاجرم یکتای بی همتا بود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به توصیف ذات الهی و ویژگی‌های آن پرداخته است. خداوند به عنوان جامع اسما و مظهر اشیاء معرفی می‌شود و نور او به عنوان حقیقتی درخشان و شفاف تشریح می‌گردد. اشاره به مستی رندانه و ارتباط عمیق انسان با خداوند نیز وجود دارد. در نهایت، این شعر بر یکتایی و بی‌همتایی خدا تأکید می‌کند و به نور و نعمت‌های او که در همه جا حاضر است اشاره می‌نماید.