غزل شمارهٔ ۴۷۹ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
آبروی ما ز چشم ما بود
این چنین سرچشمه ای اینجا بود
می رود آبی روان بر روی ما
سو به سو در عین ما دریا بود
عالمی آئینه دار حضرتند
در همه آئینه او پیدا بود
روی او بیند به نور روی او
هر که او را دیدهٔ بینا بود
موج دریائیم و دریا عین ما
ما به ما بیند کسی کَز ما بود
اسم اعظم چون صفات ذات اوست
جمله اشیا جامع اسما بود
هیچ شی بی نعمت الله هست نیست
نعمت الله با همه اشیا بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تعبیری عمیق از آبرو و حضور الهی اشاره دارد. شاعر میگوید که آبرو از چشم ما نشأت میگیرد و این سرچشمهای است که در اینجا وجود دارد. او به تصویر آب روانی میپردازد که از وجود ما جاری است و عین دریا محسوب میشود. همچنین، عالم مانند آینهای است که جمال خداوند در آن منعکس است و هر کس که خدا را ببیند، بینا میشود. شاعر بر این باور است که ما همچون موج دریا هستیم و در حقیقت، خود دریا هستیم. اسم اعظم خداوند با صفات او یکی است و همه موجودات شامل نعمتهای الهیاند. بدون نعمتهای الهی، هیچ چیزی وجود ندارد.