نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۸۱ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

هر که چون ما غرقهٔ دریا بود

واقف اسرار ذوق ما بود

در دو عالم هر که آن یک را شناخت

عارف یکتای بی همتا بود

مجلس عشقست و ما مست و خراب

صحبت رندان ما اینجا بود

دل به میخانه کشد عیبش مکن

میل دل دایم سوی مأوا بود

مبتلائیم و بلا را طالبیم

چون بلای خوش از آن بالا بود

چشم ما روشن به نور روی او است

این چنین چشم خوشی بینا بود

نعمت الله رند و سرمستی خوش است

گرچه با تنها بود تنها بود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان حال و هوای عاشقان و عارفان می‌پردازد. شاعر می‌گوید کسانی که چون او در عشق غرق شده‌اند، از اسرار ذوق و احساسات عمیق آگاهند. هرکس در دو جهان تنها یک حقیقت را بشناسد، عارف و بی‌همتاست. فضای عشق را همچون مجلسی شاداب توصیف می‌کند که در آن، رندان مست و خرابند و کشش دل‌ها به میخانه است. شاعر به دنبال بلا و فراق خوشی است و چشم او روشن به نور معشوقش می‌باشد. در نهایت، به سرمستی و خوشی‌های زندگی اشاره می‌کند، حتی اگر این خوشی‌ها در تنهایی باشد.