غزل شمارهٔ ۴۸۰ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
قطره و دریا همه از ما بود
آب عین قطره و دریا بود
موج دریائیم و دریا عین ما
عین ما بر ما حجاب ما بود
چشم عالم روشنست از نور او
دیده ای بیند که او بینا بود
ز آفتاب حسن او هر ذره ای
در نظر چون ماه خوش سیما بود
در دو عالم هرچه آید در نظر
حضرت یکتای بی همتا بود
دل به میخانه کشد ما را مدام
میل رند مست با مأوا بود
در همه جا نعمت الله را بجو
جای این بی جای ما هر جا بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ارتباط و واحد بودن انسانها با خدا اشاره دارد. شاعر میگوید که همه چیز از خداست و ما بخشی از او هستیم، مانند قطره و دریا. دریا (خدا) در وجود ما منعکس شده و ما نمیتوانیم حقیقت خود را بدون درک او دریابیم. همچنین، همه زیباییهای جهان به واسطهی نور خداست و هر چیزی که وجود دارد، نشانهای از یکتایی اوست. شاعر به دعوت به میخانه (محل عرفانی) اشاره میکند که به انسانها کمک میکند تا به اصل خود نزدیکتر شوند و نعمتهای الهی را در تمام جوانب زندگی جستجو کنند.