غزل شمارهٔ ۴۸۳ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
روح اعظم ذرهٔ بیضا بود
صورت و معنای جد ما بود
بنده خوانندش ولیکن سید است
موج گویندش ولی دریا بود
نکته ای از موج دریا گفته ایم
این کسی داند که او از ما بود
قول ما از عالم سفلی مجو
این سخن از عالم بالا بود
سر ببازد بر سر کویش به عیش
در سر هر کس که این سودا بود
نور چشمی در نظر پیدا شده
کی ببیند هر که نابینا بود
در گلستان شهادت روز و شب
سید ما بلبل گویا بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف روح بزرگ و معنای الهی اشاره دارد. شاعر به روحی که از دیدگاه معنوی جد آنهاست، اشاره میکند و به ارتباط روح با دریا و موج میپردازد. این نکته نشاندهنده وجود یک حقیقت عمیق و غیرقابل دیدن است که تنها کسانی که بیدارند میتوانند آن را درک کنند. شاعر به جایگاه سید (سالار) اشاره دارد و از زیباییهای شهادت و عشق به آن سخن میگوید. در نهایت، این شعر به تبیین نور و بصیرت در درک حقیقت اشاره دارد.