غزل شمارهٔ ۴۸۲ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
هرکه را ذوقش به سوی ما بود
همچو ما غرقه درین دریا بود
موج دریائیم و دریا عین ما
عین ما بر ما حجاب ما بود
چشم عالم روشن است از نور او
دیده ای بیند که او بینا بود
کنت کنزاً گنج اسمای وی است
مخزن آن جملهٔ اشیا بود
هرچه بینی مظهر اسمای اوست
کون جامع جامع اسما بود
جام و می با همدگر باشد مدام
این چنین بوده است و باشد تا بود
نعمت الله در همه عالم یکی است
سیدم یکتای بی همتا بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان ارتباط انسان با خدا و حقیقت وجود میپردازد. شاعر میگوید هر کسی که به سوی ما (یا معرفت الهی) کشش داشته باشد، مانند ما در دریای عشق و حقیقت غرق میشود. او بر این باور است که انسان و خدا در یک وحدت هستند و خداوند نور و بینایی جهان است. همچنین اشاره میکند که تمام اشیاء در واقع مظهر نامهای خداوند هستند و در حقیقت، همه چیز به یک منبع واحد برمیگردد. در نهایت، شاعر به یکتایی و بیهمتایی خداوند اشاره میکند که نعمت او در جهان یکپارچه است.